کد خبر 89351
۱۱ آبان ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

تاملی بر انقلابهای مردمی منطقه؛ سه - هیچ به نفع مردم!

تاملی بر انقلابهای مردمی منطقه؛

 سه - هیچ به نفع مردم!

این وعده الهی است که "الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم" براستی اگر ما آدمها قدری صبور باشیم و به وعده الهی ایمان داشته باشیم، دیر یا زود شاهد دفن ظالم و ظلم و پیروزی مظلومین خواهیم بود.به گزارش حیات ، شاید اولین نشانه تحقق این وعده الهی در قرن حاضر را در سال 57 و پس از به بار نشستن انقلاب باشکوه مردم ایران در برابر ظلم شاهنشاهی یافت هرچند پیشینه ظلم ستیزی و نفی استکبار ایرانیان حتی عقبه ای در پیشتر از انقلاب اسلامی دارد و ابومسلمها، میرزا کوچک خانها، رییس علی دلواریها و قیام شکوهمند مشروطیت را نیز می توان به عنوان سندی بر ام القرا بودن ایران در رخداد انقلابها و نفی ظلم و ستم رو کرد. حداقل پس از اتمام دوره جنگ سرد و با فروپاشی نظام سوسیالیستی شوروی سابق شاهد قیام تعدادی از ملتهای دربند این ابرقدرت مضمحل شده در اروپای شرقی مانند لهستان، مجارستان، اوکراین و.. بودیم اما جرقه مهیب و عظیمی که در یکسال اخیر دنیا را فرا گرفته است از نظر جنس انقلاب و ایدئولوژی مبنایی با کشورهای منفک شده از اتحاد شوروی بسی متفاوت تر است. " طارق طیب محمد بن بوعزیزی " جوان دستفروش تونسی که در اعتراض به توقیف کالاهایش و تحقیری که یک مامور زن شهرداری به او روا داشته بود خود را در مقابل ساختمان شهرداری به آتش کشید. اقدام بوعزیزی آغازگر انقلابی در تونس شد که به حکومت 23 ساله "زین‌العابدین بن علی" بر این کشور پایان بخشید و بدین ترتیب بود که کلیدواژه جدید بهار عربی و بیداری اسلامی وارد ادبیات سیاسی ملتهای تحت ستم شد. اما اشتباه محض خواهد بود که نقطه آغاز سرنگونی خاندان بن علی را در تونس به این جوان دستفروش ارتباط مستقیم دهیم، بدین دلیل که آنچه موجب خروش ملی در تونس و قیام علیه دیکتاتور شد، ظلم، خفقان، تحقیر و نابرابریهایی بود که در طول 23 سال بر ملت این کشور آفریقایی روا داشته شده بود و همچون آتشی زیر خاکستر مترصد شعله ور شدن بود که بوعزیزی نقش روشن کننده این آتش مهیب را داشت. به همین ترتیب بود که با تاسی و الگوگیری از ملت تونس، مردم کشور اهرام ثلاثه که در حافظه باستانی شان تاریخی مملو از حاکمان ظالم و فرعونها را دارند و در آن روزها هم دیکتاتور نامبارک دیگری بر این کشور حکم می راند و کسی را یارای نفس کشیدن نبود، مجالی یافتند و با تسخیر میدان التحریر (میدان آزادی) دست به مبارزاتی خونین زدند که در نهایت میوه شیرین سرنگونی دیکتاتور و رهایی از یوغ ظالم و عقبه های حامی او را در بر داشت. در کشور اسلامی مصر بالاخره مردم بر تاریکی فایق آمدند و بدین ترتیب شعله های یک انقلاب سراسری در شمال آفریقا و خاورمیانه زبانه های بلند و بلندتری یافت تا اینکه نوبت به سرهنگ در کشور نفت خیز لیبی رسید. پس از اینکه کشورهای غربی حامی دیکتاتور لیبی، وی را در خطر سقوط دیدند و تا چند ماه پیش با او در خیمه اش عکس یادگاری می گرفتند و پیک و پیمانه رد و بدل می کردند به ناگهان با تغییر موضعی 180 درجه ای خود را حامی مردم بپا خاسته نشان دادند و در اولین واکنش به درخواست " حظر التجوال " یا منطقه پرواز ممنوع انقلابیون واکنش مثبت نشان دادند هرچند مردم لیبی بر این باور بودند که دفع افسد به فاسد مجاز است! در همین هنگامه سران کشورهای غربی ژست حمایت از انقلابیون بخود گرفتند و سرهنگ را به کناره گیری از قدرت تشویق و تهدید کردند اما کیست که نداند در ورای این نمایشهای مردم مدارانه، چاههای نفت لیبی نهفته نیست؟ پس از حدود هشت ماه جنگ و گریز خونین انقلابیون لیبی با طرفداران سرهنگ قذافی، بالاخره طرابلس بدست نیروهای انقلابی افتاد و در عملیاتی گسترده آخرین بقایای دیکتاتور را در شهرهای بنی ولید و سرت از میان برداشتند و همچون صدام، این بار دیکتاتور را از سوراخش بیرون کشیدند و آتش غضب چهار دهه ستم و ظلم در همان لحظه دامنش را گرفت و جنازه اش به نمایشگاهی برای درس عبرت سایر دیکتاتورها مبدل شد. بدین ترتیب بود که در خروش موسوم به بیداری اسلامی یا بهار عربی، این ملتها بودند که با سرنگونی سه دیکتاتور در حدود یکسال مبارزات خود، نتیجه سه - هیچ را به نفع خود رقم زدند. البته این آخرین دیکتاتور سرنگون شده نخواهد بود بلاشک؛ زیرا هم اکنون مردم تحت ستم علی عبدالله صالح در یمن، ماههاست بپا خواسته اند و هر آن انتظار بیرون کشیدن این دیکتاتور از سوراخی دیگر می رود و در سوی دیگر خلیج همیشه فارس هم مردم بحرین بر علیه ظالمان گماشته غرب یعنی آل خلیفه بپا خواسته اند و نصرت الهی را در یک قدمی خود می بینند کسی چه می داند شاید به همین زودی نتیجه به پنج - هیچ هم تغییر کند و این تحقق همان پیام الهی است که سرزمینی می تواند با کفر اداره شود اما با ظلم حاشا! اما شاه کلید اصلی این انقلابها در آفریقا و خاورمیانه را نباید نادیده گرفت زیرا در 32 سال پیش این ملت ایران بودند که به رهبری پیرمردی بی ادعا و با شعار اسلام خواهی و برقراری حکومت اسلامی علیه، کاخ نشینان سلطنت پهلوی بپا خواستند و تاریخ را از نو نگاشتند. در آن روزها که شاه و حکومتش همه جانبه از سوی ابرقدرتهای شرق و غرب مورد حمایت بود اما امام راحل این وعده را با اطمینان داد که اسلام، ابرقدرتها را به خاک ذلت خواهد نشاند و در عمل دیدیم که 26 دیماه شاه فرار کرد و چند روز بعد اولین انقلاب شکوهمند قرن بیستم به بار نشست. بطور قطع اثرگذاری انقلاب مردم ایران هرگز از دل و یاد مردم آزادیخواه کشورهای منطقه بخصوص ملت تحت ستم فراموش نخواهد شد و این پیروزی تاریخی مردم ایران بود که سه دهه بعد نفوذ خود را در به محاق رفتن یه دیکتاتورهای خونخوار منطقه به همگان اثبات کرد. در این بین کشورهای آزاد شده و مردمانش باید به هوش باشند که استعمارگران گرچه از شیوه های سنتی و تصرف کشورها که در قرون گذشته رویه غالب بود، عدول کرده اند اما نفوذ نرم آنها و تسخیر ثروت و اموال ملتها را در دوران معاصر در دستور کار خود قرار داده اند. نشانه های این نفوذ را می توان در گسیل داشتن سریع شرکتهای ایتالیایی، بریتانیایی، آمریکایی و فرانسوی به کشور لیبی پس از سقوط قذافی برای کسب سهم بیشتر از خوان گسترده نفتی این کشور دانست. اما اگر همین کشورها به رویه استقلال خواهی خود با الگوگیری از انقلاب مردم ایران پایبند باشند نه تنها شاهد جولان اغیار در کشورشان نخواهند بود بلکه حتی با گذشت سه دهه از کسب عزت و آزادی شان می توانند شاهد رشد و ترقی همه جانبه در امور خود باشند و در دنیا حرفهایی برای گفتن داشته باشند. پایان پیام

برچسب‌ها